جهان چو خلد برين شد...
جهان چو خلد برین شد بدور سوسن و گل
ولی چه سود که در وی نه ممکن است خلود
چو گل سوار شود بر هوا سلیمان وار
سحر که مرغ در آید به نغمه داود
***
اي كه دايم بخويش مغروري
كه تو را عشق نيست معذوري
گرد ديوانگان عشق مگرد
كه به عقل عقيله مشهوري
+ نوشته شده در بیست و هفتم آذر ۱۳۸۷ ساعت 21:17 توسط وحيد
|