وحيد: ببينيد مردم چه طوري و با تعجب به اين دختر نگاه مي كنند! به نظر شما اين خانم زحمتكش راه ديگه اي رو براي كسب درآمد نداشت؟ مسلما" داشت... اون هم مي تونست براي پاس كردن مشكلات خودش ، لذت ظاهري بردن از دنياي خودش ، چشم به هم چشمي و رقابت با دوستان دختر خودش ، جلوگيري از سرزنش هاي نادوستان خودش و و و... دست به كارهاي ديگه اي بزنه. مي تونست با يه كم آرايش و زبون بازي ، از اين تن و بدن به طور ديگه استفاده ببره كه ظاهرا" كلاس كار رو هم حفظ كنه. توجيه هم تا دلت بخواد توي اين جامعه زياده! مي تونست براي پل زدن بر روي مشكلات و هوس هاش و رسيدن به بعضي از اهداف ( برنامه هاي زندگيش ) دست به معامله هاي كوچيك و بزرگ بزنه ... ولي اين كار رو نميكنه! چرا چون خداي او مجازي نيست و هنوز بهش لطف داره و دل سوخته يه مادر واقعي با اوست...